موضوع ماه — ۰۵ دی ۱۳۹۱

دکتر وحید طلوعی

تفاوت­هایی که در سطح اجتماعی می­بینیم، در عین حال که مزیتی به حساب می­آیند که جوامع را به پیش می­برند، در عین حال منبع تعارض و تبعیض هم هستند. تفاوت­های هویتی در حوزه اجتماعی از مهم­ترین این تفاوت­هاست که در جوامع چندفرهنگی بیشتر دیده می­شوند. هویت هر فرد اصولا موجودیتی چندپاره است که هر یک از پاره­های آن از دنیایی متفاوت مثل قومیت، زبان، مذهب و ملیت و نژاد می­آیند و در هر فرد به شکلی بسیار دلبخواهانه در کنار هم پیوند می­خورند. اگر از هر کدام ما بپرسند که «تو کی هستی؟» پاسخی که می­دهیم این مسئله را روشن می­کند و احتمالا در آن به همه این موارد و چه بسا مواردی دیگر نیز اشاره کنیم. در این میان، وقتی گروهی فرهنگی در زمینۀ فرهنگ دیگری قرار می­گیرد، که به واسطه جهان­گیری  Globalization و مهاجرت بسیار معمول این روزگار است، علاوه بر نیروی کار و مهارت خود، تصورات و ادراکات خود را نیز به همراه می­آورد. اکثریت این گروه معمولا می­کوشند چونان گروه مجزایی به رسمیت شناخته شوند. بنابراین، همان­گونه که در ایران نیز قومیت­های متفاوت خود را مثلا کردهای ایرانی سنی مرد یا زن می­دانند، در کشوری مثل کانادا نیز آنان خود را کانادایی­های کرد ایرانی خواهند دانست و باز هم چینه­ای دیگر بر آن هویت که داشتند می­زنند، نه آنکه آنچه را قبلا بودند به کل کنار بگذارند. از همین جاست که عبارت «مهاجران ایرانی کانادایی» شکل گرفته است. این معجون جدید مدام در پی آن است که خود را به صورت­های متفاوت از دیگر گروه­ها متمایز سازد و به این ترتیب، گویا فرد همواره درگیر تاکید بر هویت خویش است. این امر البته چون فرد را به چند منبع متفاوت فرهنگی وصل می­کند، موجب غنای بیشتر فرد می­شود.

این کارزار هویتی در متن هر جامعه چندفرهنگی بیش از همه خود را در محیط­های آموزشی نشان می­دهد. در این محیط­هاست که گروه­های سنی جوان عمدتاً گرد هم می­آیند و با هم گروه­هایی را می­سازند که با اصطلاحات و رفتارهای خاص مشخص می­شوند و این زیرمجموعۀ فرهنگی جوانان معمولاً یک سر در گرو خانه­های پدری ایشان و سرزمین اصلی دارد. پس بسیار مهم است که گروه­های قومی در محیط­های آموزشی دخیل باشند. بسیاری از کسانی که به امر آموزش چندفرهنگی توجه کرده­اند، این دخالت را لازمه هویت­یابی جوانان مهاجر می­دانند. با این حال، فایده آموزش چندفرهنگی فقط به مهاجران نمی­رسد و این امر سویه دیگری هم دارد که عبارت است از تأثیر تحصیل بر شکل­گیری شخصیت اجتماعی فرد.

همۀ ایرانیان در نظام آموزشی ایران دست­کم یک­بار از خود پرسیده­اند که این درس­ها که خوانده­اند و می­خوانند به چه کارشان می­آید. این پرسش عمدتاً در خصوص دروسی که نسبتی هم با رشتۀ تحصیلی­ فرد ندارند بیشتر مطرح می­شود. ولی براستی آن درس­ها بیهوده نبوده­اند و نیستند. این­گونه درس­ها در کنار نظامی که برای آموزش فراهم می­شود، لوازم و وسایلی در اختیار سیاست­گذاران فرهنگی می­گذارد که از آن سود می­جویند تا ارزش­های اجتماعی مطلوب خودشان را در فرد جاگیر کنند، اینکه چقدر در این کار موفق­اند محل بحث فعلی ما نیست. این مسئله در کانادا هم از طریق دروسی چون مطالعات اجتماعی در مدارس و آموزش­های عمومی در کالج­ها و دانشگاه­ها صورت می­گیرد. نتیجه آنکه نظامی از ارزش­ها از طریق درس خواندن فرد را در بر می­گیرد که هدف آن ایجاد جامعه­ای متجانس است. البته ساختن این هماهنگی در جامعه گاه به آسانی ممکن نمی­شود و گاه هم بیشتر نظر بر آن است که این هماهنگی با حفظ تفاوت­ها صورت گیرد. در اینجا همان دو مثال معروف دیگ درهم­جوش ذوب فلزات در یک طرف و کاسه سالاد در طرف دیگر مطرح می­شود.

برخی جوامع اتفاقاً به دنبال حذف کردن تفاوت­ها هستند و می­خواهند محصول نهایی اختلاط افراد در جامعه چیزی باشد که نشود اجزای آن را از هم شناخت؛ اما جوامعی هم هستند که به دنبال درهم­آمیختن افرادی با ریشه­های متفاوت هستند، اما اصراری به حذف مشخصات خاص این گروه­ها ندارند. شاید باور سیاستگذاران در کشورهایی که به کاسه سالادی از فرهنگ­ها و باورها و نژادها معتقدند، این است که در آینده­ای دور این آمیزش موجب گونه­ای یکدستی می­شود. با این حال، در کاسه سالاد چندفرهنگی کشاکش برای حضور و ماندن و به چشم آمدن بسیار است. این کشاکش در صورت­های متفاوتی بین قومیت­ها و نژادهای گوناگون برقرار است . هر یک تلاش می­کند با تکیه بر فرهنگ خویش زمینه­ را برای تغذیه هویت نسل­های بعدی خود فراهم کند. بازگشت به هویت قومی در بین نوجوانانی که در جوامع چندفرهنگی، مثل کانادا، بالیده­اند، نشان می­دهد که تکیه بر فرهنگ قومی گاه ابزاری مناسب است که فرد را در برابر منازعات هویتی مجهز می­کند.

می­دانیم که فرهنگ نظامی از نمادهاست که در اجتماعی خاص معنادار می­شوند و در آن، ارزش­های اجتماعی دخیل­اند. جشن­هایی ایرانی چون نوروز و مراسم آیینی و مذهبی به بهترین وجهی این نظام نمادین را در فرهنگ ایرانی نشان می­دهند و مراسم و آیین دیگر اقوام هم همین گونه در نظام نمادین خاص خود معنا پیدا می­کنند. شاید برای همین گاه فهم و ارتباط با فرهنگ دیگری، حتی جامعه اصلی کانادایی، سخت می­شود. به همین ترتیب پوشش، آرایش، ادبیات و هنر، زیبایی­شناسی، منزلت و کار و دین و همۀ آنچه در اطرافمان می­بینیم، از منظر فرهنگ­های متفاوت معنایی دیگرگون می­یابند. چه بسیار زشتی­ها که زیبا می­نمایند و چه بسیار نیکویی­ها که شرارت تلقی می­شوند. در این میان، وقتی از جامعه­ای چندفرهنگی مثل کانادا سخن می­گوییم و بخت آن را داریم که در آن زندگی کنیم، می­پذیریم نمادهای زندگی جمعی­مان به صورت­هایی متفاوت و متکثر نزد اهالی دیگر قومیت­ها معنادار شوند و به همان اندازه برای ارزش­ها و معانی ساخت دیگر فرهنگ­ها نیز حرمت می­گذاریم.

با این حال، چنان که گفتیم، عرصه فرهنگ نیز مثل بقیه عرصه­های زندگی اجتماعی میدان نزاع قدرت است. خیال خام است که گمان بریم در این میدان، به صرف قبول چندگانگی می­توانیم به رشد فرهنگ خود در نسل­های بعد ادامه دهیم. بالیدن یک فرهنگ نیازمند مبارزه مداوم برای حفظ ریشه­هاست و حفظ ریشه­ها نیازمند جای­گیری نظامی است که از طریق آموزش منتقل می­شود. اما سیستم آموزشی هم باید برای این انتقال مهیا باشد. باید بین سیاست یک­دست سازی آموزشی با این مسئله تعادل ایجاد کرد که افراد قومیت‌های متفاوت می­خواهند بخشی از هویت خود را از سرزمین مادری بگیرند. در این حالت باید به دنبال راه حلی گشت که تعارض را به کمترین حد برساند و منافع را بیشتر کند.

مدرسه هویت‌ساز ایرانی-کاناداییدر جامعه­ای چون کانادا که سیاست چندفرهنگی را پذیرفته­ است، غنا و خلاقیت فرهنگی حاصل از امتزاج فرهنگ­ها مهم تلقی می­شود و به همین منظور نیز، هرچند پرسش از حد مرز آزادی فرهنگ قومی مطرح است، تلاش نظام آموزشی کانادا بر افزایش پذیرش و قبول گوناگونی فرهنگی است. در این نظام، امکان حضور در نظام آموزشی و تأثیرگذاری بر آن وجود دارد، ولی این امر خود نیازمند قدرتمندی اجتماع ایرانیان کانادایی است. یک وجه این قوت و قدرت برای اقوام دور از وطن به قدرت سیاسی و اقتصادی سرزمین اصلی­ و رابطه مهاجران با آن برمی­گردد و از همین روی است که چینی­های کانادا، در کنار قدمت مهاجرت و تعداد، از مزیت قدرت اقتصادی و روابط فرهنگی سرزمین مادری نیز بهره می­برند. ایرانیان اما اگر از این مزیت محروم­اند، توان آن را دارند که با بهره­گیری از دانش­آموختگان فراوان و تقویت اجتماع ایرانیان کانادایی در این امر دخیل شوند. معتقدم از این ایده نمی­توان دفاع کرد که ایرانیان خارج از وطن حافظان زبان و فرهنگ ایرانی خواهند بود، آنان باید همواره برای باقی­ماندن در این فرهنگ روی در ایران داشته باشند. با این همه، می­شود و باید از منبع فرهنگ ایرانی برای غنای نسل­های بعدی استفاده برد. این امر به قدرتمند شدن گروه ایرانیان کانادا منجر می­شود و البته کانادا نیز این اجازه را به ایشان می­دهد.

برخی گمان می­برند که با مهاجرت هویت قبلی آنها به کل عوض می­شود و کس دیگری خواهند شد. این بازی ناشیانه را گاه می­بینیم. با این همه، در این امر تفاوتی ایجاد نمی­شود که بخشی از هویت مهاجر پیش از مهاجرت شکل گرفته است و با او همراه است و بخشی از آن هم از طریق فراگیری­های اولیه در خانواده به کودکان نسل بعد آموخته می­شود. انتقال فرهنگ ایرانی به نسل بعد، حتی برای آنان که می­اندیشند فرزندانشان باید در جامعه جدید حل شوند، برای نسل بعد در بازار کار مواهبی دارد که کمترین آن دانستن زبان فارسی و فرهنگ ایرانی و آداب قومیتی با تاریخ کهن است که مزیتی رقابتی به حساب می­آید. این امر با مداخله در محتوای آموزشی مدارس کانادایی، آموزش زبان مادری و تربیت معلمان ممکن است و  راه آن نیز بازگشت به اجتماع­گرایی است؛ برای تقویت هویت باید به اجتماع­گرایی و مشارکت در اجتماع ایرانی روی آوریم. جامعه­شناسان ایرانی درگیر در مسئله مشارکت­های اجتماعی دریافته­اند که ایرانیان در عرصه­های خانوادگی و محله­ای و قبیله­ای مشارکت­جو، ولی در عرصه­های اجتماعی کناره­گیرند. علت این امر مشکل مداخله در جامعه است، امری که با حضور دولت همه­چیزخواه و قوی در ایران معاصر ناممکن بوده است. اما مهاجران از این مزیت برخوردارند که در جامعه­ای مشارکت کنند که با فراهم آوردن انواع و اقسام امکانات مشارکت را می­طلبد.

باید از خود بپرسیم آیا «مدرسه­های شنبه» برای آموزش زبان و فرهنگ فارسی کفایت می­کنند یا لازم است ایرانیان برای خود مدرسه­­هایی دوزبانه داشته باشند که دانش­آموزان در آنها از هر دو فرهنگ بهره­مند شوند. در این مدارس است که نظام نمادین فرهنگ­ها در کنار هم معرفی می­شوند و در پی آن، آیین­ها و سنت­ها و مراسم در کنار هم زمینه را برای استفاده مناسب از هر دو فرهنگ مهیا می­کنند و با تقویت بعد هویت قومی باعث می­شوند که نسل­های بعدی ایرانیان خود را بهتر بشناسند و در جایگاه بهتری بایستند.

باید از خود بپرسیم آیا پسندیده است که برای آموزش فارسی از متون آموزشی فعلی استفاده کنیم. مدارس دوزبانه این امکان را فراهم می­آورند که کتاب­های درسی مناسب نیز تولید شوند؛ مشکل مواد آموزشی خارج از کشور همیشه نبود کتاب­های درسی مناسبی بوده است که هم خوشایند مذاق فارسی­خوانان خارج از وطن باشد و هم به مناقشات استفاده از کتاب­های دولتی ایران پایان دهد. متخصصان پُرشمار ایرانی در کانادا در رشته­های گوناگون قادر به تالیف این متون هستند.

باید از خود بپرسیم برای تولید کتاب­هایی مناسب برای کودکان، نوجوانان و جوانان چه می­توان کرد. کتاب­های دوزبانه­ای که در کتابخانه­های عمومی و مدارس است مشکلات بسیار دارد که علاوه بر مشکلات زبان ترجمه­ای باید به بی­توجهی به بعد فرهنگی آنها اشاره کرد. در این میان باید از تلاش برای ترجمه آثار ماندگار ادبیات این گروه­های سنی نیز یاد کرد. تلاش­های فردی نویسندگان و مترجمان در جای خود عزیز، اما باید از خود بپرسیم اگر بسیاری از نویسندگان امروز جان‌مایه آثار خود را از فرهنگ ایرانی می‌گیرند، لازم نیست همگی با هم برای نسل بعدی ایرانیان کاری کنیم.

باید از خود بپرسیم آیا برای آموزش فرهنگ و زبان فارسی در دانشگاه­های کانادا کاری لازم است که انجام دهیم و دانشجویان ایرانی و اجتماع ایرانیان چگونه می­توانند در این زمینه به هم کمک کنند. بسیار موجب افتخار است که دانشجویان ایرانی در علم و هنر سرآمد شوند، اما پیش از آن باید همه کاری کرده باشیم که هنوز خود را ایرانی بدانند.

و باید از خود بپرسیم که همه اینها چگونه ممکن می­شود. به گمانم با تکیه بر اجتماع ایرانی و تقویت آن این توان را داریم که با تاثیرگذاری بر روند آموزش از طریق تاسیس مدرسه و تولید مواد آموزشی به این امور سامانی درخور دهیم.

خیال خام است که گمان بریم در این میدان، به صرف قبول چندگانگی می­توانیم به رشد فرهنگ خود در نسل­های بعد ادامه دهیم

باید از خود بپرسیم آیا «مدرسه­های شنبه» برای آموزش زبان و فرهنگ فارسی کفایت می­کنند یا لازم است ایرانیان برای خود مدرسه­­هایی دوزبانه داشته باشند که دانش­آموزان در آنها از هر دو فرهنگ بهره­مند شوند.

به اشتراک بگذارید

درباره نویسنده

اعظم حضرتی

(0) دیدگاه خوانندگان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 

مهاجرت به کانادا | مهاجرت به آمریکا | گرین کارت آمریکا | مهاجرت از طریق سرمایه گذاری | مهاجرت نیروی کار | اقامت کانادا | اقامت آمریکا | دانمارک | مهاجرت به دانمارک | تحصیل در کانادا | تحصیل در آمریکا | نرخ ارز | مهاجرت به کانادا | ماهنامه پرنیان